خبر  

سلللااام بچه هاااا من امروووز کلی انرژی دارم و میخوام ظهر پارت جدیدمو بدم  درضمن میخوام یه کاری کنم از این بعد رمانمو جوری مینویسم که کسایی که با حجاب و مسلمون و درستکارن افتخار کنن به وجودشون مرسسی و بفهمن بی عفتی شاخ نیست
 منبع: http://nneeddaa81.blogfa.com/

ادامه مطلب  

خبر  

سلللااام بچه هاااا من امروووز کلی انرژی دارم و میخوام ظهر پارت جدیدمو بدم  درضمن میخوام یه کاری کنم از این بعد رمانمو جوری مینویسم که کسایی که با حجاب و مسلمون و درستکارن افتخار کنن به وجودشون مرسسی و بفهمن بی عفتی شاخ نیست
 منبع: http://nneeddaa81.blogfa.com/

ادامه مطلب  

هدف  

امیدوارم واقعا امسال کارنامه ام بیست بشه .بچه ها دعا کنین برام.راستی عشقا خیلی ممنون که رمانم رو دنبال میکنین و شادی جونم عذر میخوام من و سنا جور دیگه متوجه اون قضیه شدیم .
راسنب بچه ها تا حالا تقاب کردین؟؟
به جون مامانم من تاحالا تقلب نکردم نمیدونم چطوری میکنن.خخخخمنبع: http://nneeddaa81.blogfa.com/

ادامه مطلب  

ندای زندگیم  

پارت ۲
سنا رفت تادروباز کنه به همراه مامان و بابا رفتن استقبال.
اییش من نوموخام برم استقبال رفتم با اجبار کنارشون وایسادم بعد احوال پرسی با بابا و ماما اومدن تو بعد عمو مسعود و خاله نیلا اول یه پسمل خوشمل اومد تو.)دوستان توجه داشته باشین من اصلا هیز نیستم)اسم پسره آریا بود بعدش آیگل اومد تو بعدش هم آرتین و آرسین دوقلوهای همسان بعد اینکه اتاقاشونو نشون دادم رفتیم شام بخوریم بعد شام به ساعت نگا کردم دیدم شادی رو تختم دراز کشیده .
من:هووووی شاد

ادامه مطلب  

ندای زندگیم  

پارت ۲
سنا رفت تادروباز کنه به همراه مامان و بابا رفتن استقبال.
اییش من نوموخام برم استقبال رفتم با اجبار کنارشون وایسادم بعد احوال پرسی با بابا و ماما اومدن تو بعد عمو مسعود و خاله نیلا اول یه پسمل خوشمل اومد تو.)دوستان توجه داشته باشین من اصلا هیز نیستم)اسم پسره آریا بود بعدش آیگل اومد تو بعدش هم آرتین و آرسین دوقلوهای همسان بعد اینکه اتاقاشونو نشون دادم رفتیم شام بخوریم بعد شام به ساعت نگا کردم دیدم شادی رو تختم دراز کشیده .
من:هووووی شاد

ادامه مطلب  

ندای زندگیم  

شب ساعت چهار خوابم برد و ساعت شش بیدار شدم زود و تند و سریع رفتمدوش گرفتم و اومدم بیرون.
یونیفورمم رو پوشیدم و مقنعه رو سرم کردم البته اول مطمین شدم مثل موشک نیست.
زنجیر عینکم رو وصل کردم و عینک رو گذاشتم رو چشام.
بعد ساعت شش و نیم رفتم پایین یه صبحونه ی خوش مزه خوردم از زیر قرآن رد شدمو رفتم کنار آیگل تا با هم بریم مدرسه.البته نمازم رو موقع اذان صبح خونده بودم تا رفتم مدرسه اکیپمون رو دیدم .به سمتشون رفتم و باهم دیگه سلام و احوال پرسی کردیم .
بعد

ادامه مطلب  

ندای زندگیم  

پارت۳
با سر و صدا های سنا و علیرضا از خواب بیدار شدم .
پووووف اگه گذاشتن بخوابم اهههههه 
با جیغ جیغ رفتم بیرون و سر هر دو شون فریاد کشیدم و گفتم:برید طبقه ی پایین بازی کنین زود تند سریع 
هر دوتاشون سریع رفتن پایین  به ساعت نگاه کردم ۸:۳۰بود خوووب وقت دارم رفتم یه دوش گرفتم و اومدم بیرون یه پیرهن خوشگل سفید پوشیدم و شلوار سفید با مانتوی صورتی کمرنگ و شال صورتی تازه نه شده بود ساعت مچیم رو دستم کردم و ادکلن خوش بوم رو زدم امروز قرار بود بریم خون

ادامه مطلب  

ندای زندگیم  

پارت۳
با سر و صدا های سنا و علیرضا از خواب بیدار شدم .
پووووف اگه گذاشتن بخوابم اهههههه 
با جیغ جیغ رفتم بیرون و سر هر دو شون فریاد کشیدم و گفتم:برید طبقه ی پایین بازی کنین زود تند سریع 
هر دوتاشون سریع رفتن پایین  به ساعت نگاه کردم ۸:۳۰بود خوووب وقت دارم رفتم یه دوش گرفتم و اومدم بیرون یه پیرهن خوشگل سفید پوشیدم و شلوار سفید با مانتوی صورتی کمرنگ و شال صورتی تازه نه شده بود ساعت مچیم رو دستم کردم و ادکلن خوش بوم رو زدم امروز قرار بود بریم خون

ادامه مطلب  

ندای زندگیم  

#پارت4
لب تابم رو برداشتم و رفتم نت کلی تحقیق کردم و آخرش فهمیدم چیکار کنم تا رتبه ام دو رقمی باشه حداقل تصمیم گرفتم این دو سال رو فقط بخونم. اخههه میدونین آریا احتمالا رتبه ی برتر میشه چون خیلی میخونه و تست میزنه منم نمیخوام ازش کم بیارم اونقدر هم حرصم میده اونروز میگم آریا چرا اینقدر میخونی یه استراحتی به خودت بده .میگه من نمیخوام مثل شما ها باشم که بیخیالین و فکر درس نیستین منم بهم برخورده و تصمیم گرفتم درس بخونم و کنکنور یه رقمی و یا دو رقم

ادامه مطلب  

ندای زندگیم  

#پارت4
لب تابم رو برداشتم و رفتم نت کلی تحقیق کردم و آخرش فهمیدم چیکار کنم تا رتبه ام دو رقمی باشه حداقل تصمیم گرفتم این دو سال رو فقط بخونم. اخههه میدونین آریا احتمالا رتبه ی برتر میشه چون خیلی میخونه و تست میزنه منم نمیخوام ازش کم بیارم اونقدر هم حرصم میده اونروز میگم آریا چرا اینقدر میخونی یه استراحتی به خودت بده .میگه من نمیخوام مثل شما ها باشم که بیخیالین و فکر درس نیستین منم بهم برخورده و تصمیم گرفتم درس بخونم و کنکنور یه رقمی و یا دو رقم

ادامه مطلب  

ندای زندگیم  

#پارت اول
به نام تک نوازنده ی گیتار عشق
نویسنده:نداsmd
 
روی شن های ساحل که صدف ها همچون مروارید میدرخشند قدم میزنم و به سوی دریا میروم .دریایی که نماد آرامش است .درساحل مینشینم و به دریای آبی رنگ و بیکران روبرو چشم میدوزم .کسی کنارم مینشیند نیازی نیست که برگردم و ببینم کیست چون با بوی عطرش وصدای نفسش و قدم هایش نیز او را میشناسم دستان مردانه اش را دور کمر باریکم حلقه میکند و مرا به خود میفشارد صاحب این دست ها صاحب قلب و روح و جسمم نیز هست .سرم را

ادامه مطلب  

ندای زندگیم  

#پارت اول
به نام تک نوازنده ی گیتار عشق
نویسنده:نداsmd
 
روی شن های ساحل که صدف ها همچون مروارید میدرخشند قدم میزنم و به سوی دریا میروم .دریایی که نماد آرامش است .درساحل مینشینم و به دریای آبی رنگ و بیکران روبرو چشم میدوزم .کسی کنارم مینشیند نیازی نیست که برگردم و ببینم کیست چون با بوی عطرش وصدای نفسش و قدم هایش نیز او را میشناسم دستان مردانه اش را دور کمر باریکم حلقه میکند و مرا به خود میفشارد صاحب این دست ها صاحب قلب و روح و جسمم نیز هست .سرم را

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1